❤️داستان خیلی جالب از نخبه ترک زبان ایرانی❤️ - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:18
سرگذشت یه بچه تنبل:ﮐﻼﺱ ﺍﻭﻝ ﺩﺑﺴﺘﺎﻥ، شیراز ﺑﻮﺩﻡ ﺳﺎﻝ ١٣٤٠،ﻭﺳﻄﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ اصفهان ﯾﻪ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺳﻤﻢ ﺭﺍ ﻧﻮﺷﺘﻨﺪ،ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﻟﻬﺠﻪ ﻏﻠﯿﻆ ترکی قشقایی، ﺍﺯ ﺷﻬﺮﯼ ﻏﺮﯾﺐ...ﻣﺎ ﮐﺘﺎﺑﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺍ اناﺭ ﺑﻮﺩﻭﻟﯽ اصفهان ﺁﺏ ﺑﺎﺑﺎمعضلی ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻦ،ﻫﯿﭽﯽ ﻧﻤﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡﺍﻟﺒﺘﻪ ﺗﻮ ﺷﻬﺮ ﺧﻮﺩﻣﺎﻥ ﻫﻢ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﺷﺎﮔﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﻧﺒﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺑﺎ ﺳﺨﺘﯽ...
نوروز امد - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:18
قبل تر ها ، عید که میشد ، حتی اگر ساعت سه صبح هم میبود ، بیدار میشدیم ، با چشمان پف کرده و باز و بسته لباس های نو میپوشیدیمهفت سین میچیدیم مینشستیم سرِ سفره !منتظر میشدیم آن موسیقی معروف و پر سر و صدا از تلویزیون بیاید بیرون .همه در عالم خواب ، پدر و مادر زیرِ لب دعا زمزمه میکردند ، بچه ها کج و معوج...
مدرسه مورکی - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 8:18
یادش به خیر سالهای درس خوندن، پایان تعطیلات شروع غم و غصه ناراحت می شدیم از بازشدن دوباره مدرسه اما .......با دیدن این عکس دلم برای مدرسه و دوران بچگی ام تنگ شد مدرسه اپتدایی مورکی در دل یک طبیعت زیبا ومشرف به کوه قلات باری ...این عکس از این قاصله دور مرا به قلب خاطرات مدرسه مورکی پرتاب کرد سال 1374...

برچسب‌های مرتبط

عروسی لری | عروسی لری خنده دار | عروسی لری ممسنی | عروسی لری بختیاری | عروسی لری اپارات | عروسی لری شاد | عروس لری | لری عروسی اهنگ | دانلود عروسی لری | جشن عروسی لری